سه شنبه نوزدهم دی 1385
مصاحبه با بابک ...
سلام
خیلی خوشحالم می دونین چرا ؟ چون می بینم وبلاگ تونسته تو این مدت کم هوادارای بابک و دور هم جمع کنه ...
خدا رو شکر نظرات تا الآن مثبت بوده حتی نظر بابک ...
و اما یه خبر توووپ واسه هوادارایی که دوست دارن با بابک صحبت کنن .
بابک عزیز روز یکشنبه ۲۴/۱۰/۸۵ از ساعت ۱۵ تا ۱۷ تو دفتر مجله همدل حاضر می شه تا ضمن مصاحبه با ایم مجله با هواداراش هم گفتگو کنه ...
اونایی که دوس دارن با بابک حرف بزنن تو روز و ساعت یاد شده با این شماره تماس بگیرن : ۰۲۱ - ۶۶۵۵۸۰۳۳
یکی از دوستان هم پرسیده بود که ترانه های باغ بلور و تازگیا و سپیده توی آلبوم جدید بابک هست یا نه ؟
ترانه ی تازگیا رو مطمئنم که هست اصلاْ اسم آلبوم دوم بابک تازگیاس ولی اون دو تای دیگه رو نمی دونم !
آخه باغ بلور ترانه ای بود که به مردم لبنان و فلسطین تقدیم شد و برای پخش از برنامه ی کوله پشتی آماده شد . ترانه ی سپیده هم مربوط به چند سال پیشه که بابک اون رو به صورت اتود اجرا کرده .
حالا آیا این دو تا ترانه تو تازگیا هست یا نه رو نمی دونم !
ولی از بابک می پرسم بعد تو وبلاگ می ذارم ...
همین دیگه
تا بعد ...
یا حق ...
...
لینک یادگاری | ثبت یه یادگاری برای تو 19:32 از طرف : سالومه
سه شنبه دوازدهم دی 1385
مصاحبه ی بابک با مجله ی همدل ...
سلام
خوشحالم از اینکه هوادارای بابک خیلی زود با این وبلاگ ارتباط برقرار کردن . هدف منم همینه .
دوست عزیزی درخواست شماره تماس بابک عزیز رو کرده بود ! در جواب این دوست عزیز باید بگم شرمندم !
دوستانی که مایل به ارتباط با بابک عزیز هستن می تونن از طریق ایمیل با من در ارتباط باشن.
همین دیگه ...
اینم دومین مصاحبه مطبوعاتی بابک ! این بار با مجله همدل !

بابك جهانبخش :
آبرو را به فروش ترجيح می دهم !
يك بيوگرافی از خودت بگو ؟
بابك جهانبخش ، متولد فروردين ، اول فروردين ! در آلمان به دنيا آمدم ، شهر بوخوم ! تحصيلاتم هم ديپلم است .
آهنگ "چی شده؟" از همين آلبوم اولين آشنايی مردم با صدای تو بود . حتی خيلی ها اسمت را نمی دانستند ولی از اين آهنگ و البوم خوششان آمده بود .
اين آلبوم يازده آهنگ و يك قطعه رميكس دارد . سعی كردم از هر نوع سليقه ای در آن قطعه ای باشد بنابراين سه كار اسلو ، سه كار شش و هشت و سه كار تكنو ترنس و عربی و اسپانيش خواندم . كار "چی شده؟" آخرين آهنگی بود كه به اين آلبوم اضافه شد . شعر از خانم رويا مجد آريا ، آهنگساز دوست عزيزم پيام هوشمند و فقط همين ! فكر می كنم علت موفقيت كار به هنر پيام و آهنگ زيبايش بر می گردد كه خيلی بگير بود .
تصور مي كنی اگر اين آهنگ در آلبومت نبود ، چه وضعيتی پيش می آمد ؟
اگر تبليغ درست و حسابي داشتيم ، چند آهنگ ديگر آلبوم هم كشش ماندگاري داشتند ولي "چی شده" به خاطر همان ترجيع بند معروفش و آن "آنی" كه در موسيقی و هر هنری بايد باشد تا بماند ، ماندگار شد و در ذهن ها نشست .
فكر می كردي اين آهنگ اينقدر بگيرد ؟
نه ، واقعاً نه .
در بعضی آهنگ ها به نظر می رسد كه اصرار به بم خواندن داری ؟
تجربه اولم بود و همين طور هم شد . البته صدای من به اصطلاح هوايی دارد و ذاتاً همين است . من در تجربه اولم مجبور بودم فواصل بين بالا و پايين ريتم ها را رعايت كنم و نوع صدايم باعث شد كه قسمت های پايين و بم بيشتر به گوش بنشيند .
آن چيزی كه در تصورت بود از اين آلبوم ، همان شد ؟
نه ، قصد تعريف ندارم ، ولي از نظر خودم توانم خيلی بيشتر از اينهاست كه با آلبوم چی شده اتفاق افتاد . شايد خيلی ها بگويند برای آلبوم اول نتيجه خوبی گرفته باشم ، ولی از نظر خودم می توانستم بهتر از اين باشم . متأسفانه عواملی هم دست به دست هم دادند تا كار آن طور كه بايد و شايد مطرح نشود .
يكی از اين عوامل تبليغات ضعيف نبود ؟
چرا ، صد در صد . ميكس ضعيف ، فاصله طولاني تا آمدن به بازار و ... هم خيلی دخيل بودند .
با شركت در مورد اين مسأله صحبت نكردی ؟
چرا خيلي زياد حرف زديم ، ولی مرتب امروز و فردا شنيدم و در نهايت هم هيچ اقدامی صورت نگرفت ! شايد آنها نمی خواستند ريسك مالی بيشتری بكنند .
خودت چي ؟
هنوز به ادامه كار اميدوارم و شايد خودم كليپی برای اين آهنگ جهت تبليغات بسازم .
در مورد كار بعدی چه كردی ؟
فعلاً دارم فكر می كنم !
خودت چه نمره ای به اين آلبوم می دهی ؟
با توجه به اينكه آلبوم در سال 82 استارت خورد ، در سال 83 جمع شد و به دلايلی در سال 84 پخش شده و با توجه به اينكه هنوز هم جای كار و فروش بيشتر دارد ، من نمره 18 را برای اين آلبوم در نظر می گيرم . البته با توجه به تمام مشكلات .
به نظرت آلبوم غريبه ، كار فريدون آسرايی چه تبليغ خاصی داشت ؟
هيچی . بعضی وقت ها شرايط بكر كمك به فروش می كند . آن موقع شبكه های ماهواره ای و كليپ و اين فضا اطراف موسيقی نبود و مردم براي شنيدن كارها بيشتر به نوار فروشی ها مراجعه می كردند و می خريدند . در موفقيت آن آلبوم علاوه بر هنر سازندگان اين شرايط هم دخالت فراوانی داشت .
فكر می كردي با يك آلبوم به اين همه تجربه برسی ؟
اصلاً ، قبل آلبوم اول فكر می كردم خيلي چيزها می دانم ، اما حالا می فهمم كه آن موقع هيچی نمی دانستم ! حالا چيزهايی از حرفه ای گری های ضبط كار و ارزش تنظيم و جو بازار و ... فهميده ام كه تا پنجاه درصد نگاه و مسيرم را در موسيقی تغيير داده است .
فكر می كنی در آلبوم بعديت اين تجربيات چقدر به موفقيت كار كمك كند ؟
مسلماً خيلي زياد .
اگر باز هم آلبومت بدون تبليغ درآيد چه ؟
الان در شرايط موجود كه اين همه كار بيرون می آيد ، تبليغ عامل مهمی در فروش كار است . خيلی خيلی بايد يك خواننده كارش قوی و متمايز با سايرين باشد و اهرم هايی مثل شانس و حمايت و... هم پشت سرش باشند تا بی نياز از تبليغ شود . چيزي كه لااقل در اين سالها اتفاق نيفتاده .
"چی شده ؟" پيشنهاد تو بود يا پيام ؟
يك كار اسلو بود كه قبلاً آن را شنيده بودم . روش من اين است كه كاری را آنقدر می خوانم تا بفهمم . به مرور زمان از آن خوشم آمد و تغييرات به روز را به آن داديم تا به شكل امروزی درآمد .
آلبومت بيشتر دوستانه بود و در فضايی اينچنينی جمع شد ، درست است ؟
بله ، اكثراً با هم كار می كرديم و ارتباط دوستانه داشتيم . با شاهين خسروآبادی ، پيام و ... فكر می كنم در تجربه اولم و برای بقيه هم كار مناسبی بود .
باز هم حاضری با اين نفرات كار كنی ؟
بله ، شاهين خسروآبادی و پيام در خيلی جاها از منافع مالی گذشتند تا اين آلبوم پا بگيرد . اگر آنها نبودند ، اصلاً اين كار به سر انجام نمی رسيد .
بزرگ ترين امتياز اين آلبوم "منتقد پسند" بودنش بود . آنهايی كه روی موسيقی حساس هستند كار را پذيرفتند و خوششان آمد .
بله ، آبرومند بود و موج منفي ايجاد نشد .
كار آبرومند بهتر است يا پر فروش ؟
در اين شرايط كار آبرومند را می پسندم . البته كار پرفروش هم عاليست ولی من آبرو را ترجيح می دهم ! البته در شرايطی كه مجبور به انتخاب يكی از اين دو حالت باشم !
...
لینک یادگاری | ثبت یه یادگاری برای تو 16:31 از طرف : سالومه
یکشنبه سوم دی 1385
اولین مصاحبه مطبوعاتی بابک با مجله اتفاق نو ...
سلام
اینم اولین مصاحبه مطبوعاتی بابک که با مجله اتفاق نو انجام داد .
فقط یه چیزی یه سری از دوستان رو لینک کردم دوستان دیگه ای که می خوان لینک بشن لینک کنن خبر بدن . (این شد ۲ بار !!!!!!!!!!!!!!)
مصاحبه رو بخونین :

بابك جهانبخش : چی شده اون همه احساس ... ؟
پـــــــــــول نــــــداشتم كــــــــلــيپ بــــــــسازم
در ويژه نامه نوروزی اتفاق نو از آلبوم "چی شده" به عنوان مظلوم ترين كاست سال 84 ياد كرديم .
آلبومی كه تصور می كرديم با وجود صدای خوب خواننده اش و چند ملودی ماندگارش به گوش مخاطب نرسيده ، اما نتايج نظر خواهی نشان داد كه ما سخت اشتباه كرده بوديم !
"چی شده" قطعاً از فروش بالايی برخوردار نشده اما توانسته نظر مخاطبان محدود خود را جلب كند .
بابك هم از نظر ما و هم از نظر مردم جزو بهترين های پاپ 84 بود . او پاپ ايران را دو بار غافلگير كرد : يك بار با صدای كم نظيرش و يك بار هم با بي توجهی كامل نسبت به صدای خوبش .
در حالی كه خواننده های درجه سه و چهار براي خودشان دامنه تبليغات وسيعی به وجود می آورند و برای شنيده شدن صدای گوشخراششان از جان مايه می گذارند (!) بابك جهانبخش با بی رحمی هر چه تمام تر از كنار خودش گذشت . گفتگو با بابك برای اتفاق نو كه در دو سال گذشته كوشيده نگاه همه جانبه ای به موسيقی پاپ داشته باشد ، يك ضرورت بود . حرف های او را می خوانيد :
متولد شهر بوخوم
بيست و چند سال پيش در شهر بوخوم آلمان متولد شدم و بيشتر از ده سال است كه به ايران آمده ام . فرزند اول خانواده هستم و يك خواهر دارم . ايران را هرگز نديده بودم و قرار بود براي تعطيلات به ايران بيايم اما يكسری مشكلات خانواده پيش آمد كه ما را ماندگار كرد . در حقيقت من وقتی می خواستم به ايران بيايم ، با آلمان خداحافظی نكردم . به هر حال "قسمت" اين بود .
فقط تا ديپلم
تحصيلاتم در آلمان نيمه تمام ماند ، البته آنجا معلم فارسی هم داشتم و شايد به همين دليل زورم رسيد كه در تهران و رشته علوم تجربی ديپلم بگيرم . به همين ديپلم هم راضی هستم و تا حالا در هيچ كنكوری شركت نكرده ام .
با فلوت شروع شد
رويای كودكی من فوتبال بود و بس . در حقيقت با فشار پدرم به سمت موسيقی رفتم و البته بعد از مدتی به آن علاقه مند شدم . داستان موسيقی براي من با پشت سر گذاشتن كلاس فلوت در دوره مهد كودك شروع شد . در سال هاي دبستان بعد از ظهر ها به مدرسه ملی موسيقی می رفتم و زير نظر استاد آلمانی پيانو ياد می گرفتم . كيبورد هم كه كنار پيانوست .
موسيقی در ايران
پسر زنده ياد مسعود مير دامادی از اولين دوستان من در ايران بود . پدر او صدای من را در يك فيلم خانوادگی شنيده بود و خواست تا پيش ايشان بروم .
آنجا سولفژ و آواز را شروع كردم . شانزده سالم بود كه در صدا و سيما تست دادم و آقاي علي معلم به من نمره قبولی داد . يك كار هم براي پخش از صدا و سيما اجرا كردم اما نمی دانم چه شد كه وقتی سن و سالم را فهميدند ، گفتند :"برو سه سال ديگر بيا !" پرسيدم :"يعنی چی ؟" جواب مناسبی نشنيدم و سرخورده شدم .
چند ماه به صورت كامل قيد موسيقی را زدم تا اين كه افتخار آشنايی با مرحوم مجتبی ميرزاده نصيبم شد . ايشان به شدت تشويقم كردند كه حرفه ای بخوانم و موسيقی را شغل اصلی ام قرار بدهم .
شب خيز گفت : چرا خودت نمی خوانی ؟
دو سال بعد نوازندگی گيتار را هم به اين نيت كه بتوانم آهنگسازی كنم ، شروع كردم . براي يك خواننده آهنگی ساختم و در استوديو مترونوم به صورت ماكت آن آهنگ را برايش خواندم . آقای شب خيز در اين استوديو حاضر بود و به من گفت : "چرا خودت دنبال مجوز نمی روی و نمی خوانی ؟" با اين حرف آقای شب خيز ترديدم براي خواننده شدن كاملاً از بين رفت چون بالاخره آقای شب خيز تا حالا حداقل صدای هزار خواننده را شنيده است و تأييد صدای من توسط ايشان برايم ارزش زيادی داشت .
از 80 تا 84
سال 80 در تست يكي از شركت های موسيقی شركت كردم و قبول شدم اما برای تهيه آلبوم به توافق نرسيديم . سال 81 با شاهين خسروآبادی آشنا شدم . دوست عزيزم پيام هوشمند هم به جمع ما اضافه شد و توليد آلبوم را رسماً شروع كرديم . سال 82 آلبوم جمع شد و سپس آقاي محسن رجب پور براي گرفتن مجوز آن پيشقدم شدند . بالاخره آذر سال 84 چی شده مجوز گرفت و به بازار آمد .
تاك قد كشيده !
اغلب كسانی كه در آلبوم چی شده با من همكاری كردند ، از دوستانم بودند ، اما آقای مسعود هوشمند "تاك قد كشيده" اين آلبوم بودند كه حضورشان به من اعتبار داد . آقاي هوشمند كه بسياری از آثار ماندگار خواننده های تاريخ پاپ ايران را سروده اند ، با قطعه "خداحافظ" اعتبار آلبومم را بيشتر كردند . برادرزاده ايشان (پيام هوشمند) هم يكی از كسانی بود كه در حقيقت با ساخت دو ملودي و گفتن يك ترانه به دادم رسيد
اگر قرار باشد دوباره آلبومی توليد كنم ، بيشتر از همه روی ترانه های مسعود هوشمند و ملودی هاي پيام هوشمند حساب خواهم كرد .
هيچ كس چی شده را نمی خواست
آلبوم كه آماده شد ، به چند شركت مراجعه كردم تا با آنها برای فروش آلبوم و گرفتن مجوزها قرارداد ببندم ، اما تقريباً هيچ مديری حتي حاضر نشد اين آلبوم را گوش بدهد ! با آقاي رجب پور تلفنی صحبت كردم . ايشان من را به دفترش دعوت كرد و بعد هم جواب مثبت داد . آلبوم چی شده در حقيقت با مشاركت آقای رجب پور به بازار آمد .
هر چه عشقم بود
به خاطر خواننده شدن تن به هر كاری ندادم و در حقيقت آنچه عشقم بود را اجرا كردم . خوشبختانه اصلاً كار سفارشي انجام ندادم . سعي كردم با يازده قطعه در اين آلبوم ، تمام سليقه ها را راضی كنم . سه آهنگ ترنس و تكنو ، سه آهنگ شش و هشت ، سه كار اسلو و دو قطعه هم عربی_اسپانيش .
نمی دانم بابت اين تنوع ، درست فكر كرده ام يا نه . معمولاً می گويند ، وقتی می خواهی همه چيز را با هم به دست بياوري ، به هيچ چيزي نمی رسی .
كارهايی كه گرفت
سه آهنگ چی شده ، خداحافظ و مادر مخاطب بيشتری پيدا كردند . جز دو كار سوژه اغلب ترانه ها را خودم به ترانه سراها دادم .
چی شده پيشنهاد خودم نبود و شايد به همين دليل گرفت ! بعد از انتشار كاست ، خيلی ها وقتي مادر را شنيدند ، تصور كردند من مادرم را از دست داده ام و براي او مرثيه خوانده ام اما خدا را شكر مادرم در قيد حيات است و من در خواندن اين ترانه فقط خودم را به جای فردی كه مادرش را از دست داده ، قرار دادم .
چرا چی شده ؟
اسم آلبوم را هم خودم انتخاب كردم و گهگاه طعنه شنيده ام كه اسم چی شده برای اين آلبوم كوچك بوده . من در اوج كم تجربگی اين آلبوم را توليد كردم و مشاور خاصی هم نداشتم .
تبليغ نداشت
اگر آلبوم چی شده تبليغ نداشت ، علتش غرور من نبود . من منتظر نبودم كه كارم بازار را منفجر كند و بعد روزنامه ها و مردم سراغم بيايند . می دانستم كار احتياج به تبليغ دارد . می دانستم مردم نسبت به موسيقي بي اعتماد شده اند اما واقعيت اين است كه دستم براي تبليغ خالی بود .
كليپ مجاز می خواهم
كليپ حالا ديگر يكي از ابزارهای اساسی تبليغ كاست است و ديگر نمی شود ناديده اش گرفت . من به سه دليل كليپ نساختم و فكر می كنم از اين بابت به شدت ضرر كردم . اول اين كه خودم پول ساخت كليپ را نداشتم ، دوم اين كه تهيه كننده لزومی برای اين كار نمی ديد و سوم اينكه نمی خواستم با ساخت كليپ در ارشاد به مشكل بخورم .
من جزو معدود خواننده هايی هستم كه كليپ ندارم و از اين بابت زياد هم ناراحت نيستم . اگر قرار باشد روزی كليپ بسازم ، حتماً برای آن مجوز می گيرم چون دنبال دردسر نيستم .
اخيراً مد شده بعضی خواننده ها بعد از گرفتن مجوز نهايی ، دور از چشم وزارت ارشاد قطعاتشان را چه در موزيك و چه در كلام تغيير می دهند اما من دنبال اين حرف ها نيستم .
شايد غير مجاز
شايد روزی فقط به صورت غير مجاز فعاليت كنم و تاوانش را هم بدهم اما اگر قرار باشد مجاز فعاليت كنم ، به تمام قوانين احترام می گذارم .
صداهايی كه دوست دارم
تعجب می كنم كه چرا در موسيقی ايران همه يكديگر را نصيحت می كنند كه از خواننده های ديگر تعريف نكنيد . مگر چه ايرادی دارد كه يك خواننده صدای خواننده های ديگر را دوست داشته باشد ؟
من حدود صد ترانه رضا صادقی و حداقل پنجاه ترانه سعيد شهروز را حفظ هستم . آلبوم "غريبه" هميشه برايم تازه است و به صدای حامی احترام می گذارم . آلبوم "شاكی" طوفان كرمی به دلم چسبيد و احسان خواجه اميری نه فقط برای من كه برای اعضاي خانواده ام محبوبيت زيادی دارد . اگر "دوست داشتن" گناه است ، شما راهنمايی ام كنيد .
اين دو خواننده
در ميان خواننده های موسيقی با افراد زيادی ارتباط صميمانه ندارم . فقط دو نفر (مهران احراری و بهنام علمشاهی) به من تبريك گفتند ، ضمن اينكه آروين علمشاهی هم هميشه به من روحيه می دهد .
حس غربت ؟ شايد
می گويند در صدای من حس غربت وجود دارد و علت به وجود آمدن اين احساس هم اقامت در آلمان است . شايد اين حس در صدای من وجود داشته باشد اما يادتان نرود كه من تا سالهای نوجوانی ام در آلمان زندگی می كردم و قبل از اينكه كاملاً "آن وری" شوم برگشتم ايران .
سابقه فوتبال
فوتبال را از تيم نونهالان بوخوم شروع كردم و در ايران هم چهار سال عضو تيم های نوجوانان و جوانان استقلال ، پيام و شاهين بودم . گاهی مهاجم و گاهي هافبك راست اما هيچ وقت به تيم های ملی دعوت نشدم . به نظر خودم اگر فوتبال را ادامه می دادم ، موفق تر می شدم اما حالا ديگر تحت هيچ شرايطی نمی خواهم از موسيقی جدا شوم .
بدون تغيير
خودم از شاهين خسروآبادی خواستم كه صدايم را در استوديو دستكاری نكند و حتی به اين قيمت كه "خش" و زوايد صدايم به گوش شنونده برسد ، روح آن را از بين نبرد . احساس می كنم از اين بابت صادق بوده ام .
چی شده اون همه احساس ؟
ترجيع بند "چی شده اون همه احساس ، اينو هرگز نمی دونم" خيلی به دل مردم چسبيد و علتش هم قبل از هر چيز ترانه احساسي رويا مجد آريا و ملودی بی نظير پيام هوشمند بود .
ديگر مهم نيست
طی ايام نوروز صدای خودم را در چند اتومبيل شنيدم . چی شده آرام آرام راه خودش را پيدا كرده اما ديگر برايم مهم نيست چه می شود . اين آلبوم پنج ماه پيش و در زمان انتشارش بايد طوری دهان به دهان و ماشين به ماشين می چرخيد كه خستگی را از تنم بيرون بياورد . هنوز هم اميدوارم چی شده به حقش برسد .
اصلاً انتظار نداشتم
تعارف كه ندارم ، اصلاً احساس نمی كردم مردم در نظر خواهی اتفاق نو من را به عنوان دومين پديده سال انتخاب كنند چون برای من مثل روز روشن بود كه آلبومم بدون تبليغ و معرفی نسبت به بسياری آلبوم های ديگر فروش كمتری داشت ، اما خدا را شكر كه مردم نسبت به من لطف داشتند .
آلبوم دوم ؟ حتماً !
به فكر توليد آلبوم دوم هستم . از سه ، چهار سال پيش تا حالا ملودي های زيادی هم ساخته ام .
خوشبختی بزرگ من در موسيقی ، همكاری و رفاقت با پيام هوشمند يا بهتر بگويم ارتباط با خانواده هوشمند است . ماهيت موسيقی ام را در آلبوم بعدی عوض نمی كنم . باز هم "خودم" خواهم بود اما اين بار برای معرفی كارهايم "گارد" ديگری می گيرم .
سنم را نمی گويم !
متأسفانه در جامعه ما جوان های زيادی به خاطر سن و سال كمشان سركوب می شوند و اصلاً كسی كاری به توانايی آنها ندارد . به همين دليل ترجيح می دهم تا زمانی كه پنجاه ساله نشده ام ، سن و سالم را به هيچ كس نگويم .
...
لینک یادگاری | ثبت یه یادگاری برای تو 9:22 از طرف : سالومه